خرید بک لینک
دیشب/ دیروز ، یه دوست عزیزی بعد از احوالپرسی و اینکه طرف اونا هوا چه جوریه و منم گفتم که این طرفا سرده و فلان؛ بهم گفت که کلی لباس گرم بپوشم و شال گردن و کلاه فراموشم نشه. منم چشم گفتم . همون دیشب ب

برچسب: نویسنده: پویان طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:46

برچسب: نویسنده: پویان طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:46

برچسب: نویسنده: پویان طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:46

برگه های پاره شده دفتر خاطرات "ط" را که دیدم فکر کردم چقدر خاطرات ِ دفتری قشنگ است و یکهو دلم تنگ شد . فکر میکنم بهتر است پناه ببرم به دوران خاطره نویسی یا همان روزانه نویسی های دفتری آن وقت ها ..

خیلی چیزها هست که نمیشه اینجا نوشت . خیلی وقت ها خودم رو سانسور میکنم و حالا میبینم من پر شدم و مکانی برای تخلیه وجود نداره . واقعا که نوشتن روی کاغذ به آدم آرامش میده ..

برچسب: نویسنده: پویان طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:46

برچسب: نویسنده: پویان طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:46

• به طرز عجیبی افسار همه چیز دستته و دستت نیست . به طرز عجیبی هر اتفاقی میتونه تقصیر خودت باشه میتونه نباشه . به طرز عجیبی میتونی هم موقعیت رو درست کنی هم میتونی دست نخورده نگهش داری . به طرز عجیبی از

برچسب: نویسنده: پویان طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:46

یه چند روزیه که کلا از لحاظ روحی آشفته بودم و دلیلش؟ دلیلش مشخص نبود ، شاید هم مشخص بود ولی دلیل اصلی این غم نبود . دیشب فهمیدم دلیلش چیه و حداقلش این بود که به خودم گفتم میدونی که میگذره؟ پس بابد صبر

برچسب: نویسنده: پویان طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:46

اهنگ hello از بانو Adele درحال پخشه ، به کاور اهنگ نگاه میکنم با یه فونت که چشمم رو گرفته نوشته " نگران باش ، حل نمیشه " اولش خوندم نگران نباش حل میشه ؛ بعدش خوندم نگران نباش حل نمیشه ؛ آخرین دفعه در

برچسب: نویسنده: پویان طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:46

صفحه بندی